فیک نویس ( پارت 1 )
فیک نویس ( پارت 1 )
دالیا: هایی من دالیا هستم که از دوران دبیرستان عاشق کای بودم اونم عاشقم بود ولی...
مادر پسره ۶ ماه شده بود که فوت شده بود و پدر کای با مادر دالیا ازدواج میکنم و در دل کای یه کینه به وجود اومده بود
و با من هم لج کرد تا دوران دانشگاه.😮💨
راستی کای قلدر مدرسه و موتور سوار بود me=
کای: امشب مسابقه موتور سواری داریم.....
شب
الکس: قوانین رو اعلام میکنم هر راننده ی موتوری باید پشتش یه دختر باشه
کای: حله
دالیا: صبر کنید داداش بیا بریم خونه چند وقته خونه نیومدی
کای: تو برو خونه من هنوز نمیام
دالیا: امشب تولدمه بیا دیگه🥺
کای: ما در ظاهر خواهر و برادریم تو واسم مهم نیستی
دالیا: پس این جوره
دالیا: هایی من دالیا هستم که از دوران دبیرستان عاشق کای بودم اونم عاشقم بود ولی...
مادر پسره ۶ ماه شده بود که فوت شده بود و پدر کای با مادر دالیا ازدواج میکنم و در دل کای یه کینه به وجود اومده بود
و با من هم لج کرد تا دوران دانشگاه.😮💨
راستی کای قلدر مدرسه و موتور سوار بود me=
کای: امشب مسابقه موتور سواری داریم.....
شب
الکس: قوانین رو اعلام میکنم هر راننده ی موتوری باید پشتش یه دختر باشه
کای: حله
دالیا: صبر کنید داداش بیا بریم خونه چند وقته خونه نیومدی
کای: تو برو خونه من هنوز نمیام
دالیا: امشب تولدمه بیا دیگه🥺
کای: ما در ظاهر خواهر و برادریم تو واسم مهم نیستی
دالیا: پس این جوره
- ۷.۳k
- ۰۸ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط